مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
یا بنت الحسین
پلکی مزن که چشم ترت درد می کند
پر وا مکن که بال و پرت درد می کند
آن تن که بود خسته این راه درد داشت
حتما که قلب خسته ترت درد می کند
می دانم این که بعد تماشای اکبرت
زخمی که بود بر جگرت درد می کند
با من بگو که داغ برادر چه کار کرد
آیا هنوز هم کمرت درد می کند؟
مانند چوب خواهش بوسه نمی کنم
آخر لبان خشک و ترت درد میکند
لب های تو کبود تر از روی مادر است
یعنی که سینه پدرت درد می کند
میخواستم که تنگ در آغوش گیرمت
یادم نبوت زخم سرت درد می کند
با سر چرا به دیدن این دختر آمدی؟
پای تو مثل همسفرت درد می کند؟
کمتر به اسب نیزه سوار و پیاده شو!
از هجمه های سنگ سرت درد می کند
شعر از جواد محمد زمانی
یا حسین(ع)
صدای گریه میاد از پس پرچین دلامون
کیه که بغض گرفته اش وا میشه بین صدامون
هق هقی که یادمونه از همون بچگی یامون
صدای یه مادر انگار می پیچه تو هیئتامون
پشت پرده ی زنونه لابه لای مهمونامون
صاب عزا میاد میشینه بالا دست مادرامون
اون که با دست شکسته میاد و تو کوچه هامون
شال مشکی عزا رو میندازه رو شونه هامون
اون که خاک کف پاهاش میشه سرمه ی چشامون
باچادر می گیره هر شب اشک چشم جوونارو
اون که با دم خداییش دم میده تو روضه هامون
مادری که دم میگیره بین شور و نوحه هامون
نمی از اشکای بی بی میاره گریه برامون
خط گریه از تو چشمام میاد از رو گونه هامون
رد میشه از گونه هامو می رسه روی لبامون
اخرش میریزه اشکا بروی پیرن سیامون
میون سینه زنی ها میره کربلا صدامون
کیه که زبون می گیره میگه مادرت بمیره
پس پرچین دلامون یه نفر زبون میگیره
کیه که نفس بریده میگه مادرت بمیره
هودجی که از بهشته بایه دنیا از فرشته
اومده یه قد خمیده میگه مادرت بمیره
چهار تا بانو پا رکابش غم تو چشمای پر ابش
کیه با رنگ پریده میگه مادرت بمیره
چش هیچ کس نمی بینه یه نفر میاد میشینه
صداشو هرکی شنیده میگه مادرت بمیره
یا صاحب الزمان(عج)
امشب لبالب می شود دخل همه خمارها
وا می شود با جام می از تشنگان افطارها
گویند کافر می شوم مست و قلندر می شوم
بی پا و بی سر می شوم سر دسته عیارها
از شوق دست افشانم و شعر جنون می خوانم و
در پای دار عشق چون حلاج ها تمارها
تسبیح و جام و مهر و می تکلیف عقل و عشق کی
من خسته ام از این همه تکرار استغفار ها
از قلب قرآن و زبور انجیل و تورات و صحف
موعود میاد برون از کل استفسارها
از پرده گر آید برون توحید می گردد فزون
بت می تراشند از قد رعنای او حجارها
جای تمام فرش ها پیش قدوم یار ما
می گسترانند انبیا عمامه ها دستارها
آیینه ی حق منجلی در آینه روی علی
تکثیر شد در آینه تا آسمان کرارها
امشب که عطرآگین فضا از بوی نرگس می شود
پای و سر و دست و دلم از شوق و بی حس می شود
از آب زمزم قطره ای بر رخ بزن بیدار شو
از جام کوثر قطره ای بر رخ بزن هشیار شو
بر لوح تقدیر دلت از عرش میاد قلم
بر بندگی اصرار کن گنجینه اسرار شو
از قیدها ازاد شو از اهل عشق اباد شو
مستشهد بین یدیه حضرت دلدار شو
هستی همه از هست او دل رابده بر دست او
بردار خود را از میان بردار شو سردار شو
دنیاست مملو از فتن روح بصیرت بی بدن
این جسم ناسوتی بنه لاهوت را طیار شو
نفس و نفس خیرات کن حب علی اثبات کن
پای رکاب نائبش مقداد شو عمار شو
نور اباصالح ببین می تابد امشب بر زمین
با حضرت روح الامین در سامره احضار شو
چون یوسف کنعان بیا در ازدحام انبیا
با رشته ی جان خودت راهی این بازار شو
بر دامن مادر گلی خوابیده از نسل علی
لالایی مادر ببین مادر منم بیدار شو
در آسمان عصمت چشم خدای دلبری
پیداست مهر مادر و برق نگاه حیدری
بیت کرم بیت خدا بیت امام عسگری
دست پر از خالی من محتاج لطف داوری
گوید فرشته زیر لب با خویشتن یاللعجب
بعد از محمد امده بار دگر پیغمبری
از هوش رفته یاسمن بر روی دامان چمن
افتاده یاس و نسترن بر شانه ی نیلوفری
جمع کمال انبیا جمع جمال اولیا رخسار ختم الواصیا
در قاب دست عسگری
عالم دم از او می زند فریاد یاهو می زند
خورشد سوسو می زند در پیش ماه دلبری
در قاب قوسینش ببین محراب جبریل امین
قد قامت ای اهل زمین سرو بلند حیدری
تامن گدای او شدم حاتم گدای من شده
دیوانه ام گر رو کنم بر استان دیگری
امشب به پای مهد تو نور دعای عهد تو
آماده کرده سینه را تا انتقام مادری
پای رکاب حضرتت وقت ظهور قدرتت
جبریل می ارد برای رو خودت شهپری
وقت قیامت ای بنازم صور اسرفیل را
خصم علی می بیند ان دم کار عزرائیل را
ای در جان یکتا تو تنهاتو و مظلوم تو
مانند مولا برتر و تنها تو مظلوم تو
ای مالک ملک و ملک فرمانروای نه فلک
حاکم به کل مردم دنیا تو و مظلوم تو
من از طفیل رو تو گشتم فضیل کوی تو
صحرای خشک و تشنه من دریا تو و مظلوم تو
ای فاصل من تا خدا ای واصل ارض و سماء
دائم تو قائم تو و واولا تو و مظلوم تو
شیرین تو و فرهاد من مستی تو فریاد من
مجنون تو یک عالم و لیلا تو و مطلوم تو
در راه تو خار و خصم من بی کس بن بی کسم
زهرا تو و حیدر تو و طه تو و مظلوم تو
ای وارث خون خدا ای زائر کرببلا
خون خواه مظلومیت زهرا تو مظلوم تو
شبنم بروی یاس تو زینتب تو عباس تو
مهتاب تو ارباب تو سقا تو و مطلوم تو
شکر خدا بر سفره مولا گدا تکریم شد
روزی ما از خرده های نان تو تقسیم شد
ای افضل فضائل امشب نثار تو
یعنی زیارت حرمش در کنار تو
حالا که در ولادت خود کربلا روی
من را ببر که گریه کنم در جوار تو
اذن دخول خوان که بسوزم در اتشت
با روضه های عمه ی محمل سوار تو
کنج خرابه با سر انگشت خود نوشت
بابا بیا که سوختم از انتظار تو
بابا پایین نشین که دیده امت بر فراز نی
رحمی نمی کند به سرت نیزه دار تو
عمدا تو را مقابل ان سنگ ها گرفت
فهمیده بود می نگرد طفل زار تو
عمدا مرا مقابل تو خیزران زدند
می دید چشمهای عمو را کنار تو
چسبیده است حلقه ی زنجیر بر تنم
بر زخمی های رگ رگ تو بوسه می زنم
شعر از حاج محمود کریمی
یا بن الزهرا(س)
بی تو غروب جمعه چه دلگیر می شود
سیلاب غم ز کوه سرازیر می شود
ماه فلک ستاره فشاند ز چشم خویش
خورشید پشت کوه، زمینگیر می شود
دل مرده گشته مدّعی معجز مسیح
روباه در نبودن تو، شیر می شود
بس پیر در فراق تو مُرد و بسی جوان
در انتظار آمدنت، پیر می شود
تا ما نمرده ایم، تو پا در رکاب کن
تعجیل کن عزیز دلم! دیر می شود
بی تو تسلّی دل ما، ای عزیز جان!
فریاد و اشک و سینه و زنجیر می شود
تنها به خواب، روی تو دیدیم، سیّدی!
این خواب کی به وصل تو تعبیر می شود؟
بازآ که با تو ناله تنهایی علی
از چاه کوفه سرزده، تکبیر می شود
بگشای رخ که در ورق مصحف رخت
آیات فتح فاطمه تفسیر می شود
وقتی تو ذوالفقار بگیری به دست خویش
فریاد ما به قلب عدو، تیر می شود
بر فرق دشمنان تو با نطق دوستان
اشعار "میثم" است که شمشیر می شود

میلاد امام زمان مبارک
السلام علیک یا بقیة الله (ارواحنا لک الفداء)
چه شد ز آتش هجران دلم کباب نشد *** ندیدن تو برایم چرا عذاب نشد
چه شد نبودنت ای مایه حیات دلم *** برای عاشق غمدیده قدر آب نشد
ببین که حبس گنه گشته استغاثه ما *** هزار آه کشیدیم و مستجاب نشد
نیاز سال مرا به نگاه خویش بده *** از این خلاصه تر ای مهربان جواب نشد
خدا مرا به تو بیهوده مبتلا ننمود *** کسی به عشق تو دلداده بی حساب نشد
هنوز هم که هنوز است بر تو پابندم *** به جز خیال تو در سینه انقلاب نشد
بیا و از من مسکین دلی به دست آور *** دعای گوشه نشینان کم از ثواب نشد
بیا که بی تو زمانه سیاه و تاریک است *** جهان بدون تو روشن به آفتاب نشد
من از تو ساده نخواهم گذشت ای آقا *** به هر بهانه که گفتی گدا مجاب نشد
شمیم عطر زیارت وزیده ای یاران *** به شوق کرب و بلا دل تپیده ای یاران

